ماده، حافظه، تجربه
رویکرد هنری من ریشه در کاوشی پژوهشمحور از هویت زنانه دارد؛ هویتی بهمثابه تجربهای بدنمند و لایهلایه. در کار با نقاشی، مجسمهسازی و منسوجات، از دوخت، گلدوزی و پارچه بهعنوان ماده و استعاره بهره میگیرم، ابزارهایی که بهطور تاریخی با کار خانگی و حضور زنانه پیوند خوردهاند. این فرآیندها به من امکان میدهند تا تجربههای زیسته، زخمهای عاطفی و حافظه جمعی را به فرمهای بصری ملموس ترجمه کنم.
آنچه برایم اهمیت دارد، وضعیتهای میانبودگی است: میان آشکارگی و پنهانماندگی، تابآوری و آسیبپذیری، سکون و دگرگونی. آثارم از خلال تکرار کار دستی و انباشت ماده بهتدریج شکل میگیرند و بازتابی هستند از چگونگی شکلگیری هویت در گذر زمان، تحت تأثیر نیروهای فردی و اجتماعی. جامعه، مشاهده و آیینهای روزمره نقشی اساسی در پژوهش من دارند و تعیین میکنند که چگونه روایتهای فردی با تجربههای فرهنگی مشترک پیوند میخورند.
مجموعه زخم نوپا